خرید بک لینک
روی صخرهای بزرگ منتظر طلوع کردن خورشید است... روبرویش اقیانوسیست که هر موجش تصویری به سمت صخره پرتاب میکند...تصاویری از سراسر زندگیاش... از اولین بوسهای که بر لبانش زده شد... از لحظهای که گوشه

برچسب: نویسنده: محمد کریمیان تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 5:36

به هر کدام سهمی میرسد...نُت گوشی.. آن دفتر قهوهای.. بعضی گوش ها... اینجا..
اما این روزها بیشتر میراث ِ درون٬ همانجا باقی می ماند...
شاید باید روزهی سکوت گرفت...
شاید هم باید فریاد زد...
شاید هم باید کسی بیاید و فریادی بزند...

برچسب: نویسنده: محمد کریمیان تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 5:36

من به خوابهام بیشتر اعتقاد دارم تا به چیزایی که توی بیداری میبینم...

برچسب: نویسنده: محمد کریمیان تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 5:36

در کل که اهمیت چندانی نداره ولی خب نمیفهمم اصلا این نوع رفتار از کجا میاد..

برچسب: نویسنده: محمد کریمیان تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 5:36

چشما هیچوقت دروغ نمیگن... یه وقتایی یه چیزایی توو آدم رخنه میکنه که برق چشمو میگیره.. بعد نگاه میکنن توو چشمت میگن ناامیدی میبینیم... خستگی میبینیم... آره هنوز میگم چشما دروغ نمیگن ولی خب این قضیه هم

برچسب: نویسنده: محمد کریمیان تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 5:36

یه موقعهایی ناخودآگاهت کنترل رو دست میگیره و تو فقط اجراگر پرفورمنسی هستی که اون میگه...

برچسب: نویسنده: محمد کریمیان تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 5:36

امروز به شریف آمدم...هی چشم میگرداندم ببینمت...حتی نمیدانستم اگر ببینمت باید سلامت کنم یا نه... حتی نمیدانستم اگر از جلویم رد بشوی زانوهایم میشکند و باز روی سنگفرش آن دانشگاه جلوی پایت خم میشوم یا

برچسب: نویسنده: محمد کریمیان تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 5:36

مثلا چه می شود اگر ساعت 2:22 نامهای بیاید و در آن نوشته باشد: «اگر دلت خواست تولدم را تبریک بگی بگو.. از چیزی نترس گوشهی دلم»

برچسب: نویسنده: محمد کریمیان تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 5:36

صفحه بندی